چگونه می توانیم از وضعیت بحرانی رو به رشد فعلی (به سلامت) بگذریم ؟
چگونه می توانیم از وضعیت بحرانی رو به رشد فعلی (به سلامت) بگذریم ؟
نویسنده : مهندس منصورهمایونی نژاد
(رییس هیأت مدیره و مدیر مسئول موسسه فرهنگی سالم اندیشان خلاق) / www.salemandish.com
(چکیده ای از مطالب بیان شده در نشست (مورخ : 18 اسفند 87 ) درسازمان صنایع و معادن استان اصفهان)
اجازه دهید مطلبم را با ارائه یک مثال شروع کنم. درنظر بگیرید یک کشتی یا قایق باموتور محرک پاروزنانی درحال حرکت است ، این اعضاء دارای دست و کتف های زخمی و آسیب دیده باشند بعبارتی از نظر درونی دچار نقاط ضعف متعددی هستند. حال درنظر بگیرید که آنها استرس ها ، آشفتگی ها و خلاصه سایر ناراحتی و عدم رضایت شان را به دیگر پاروزنان هم منتقل کنند و باعث تشدید کلافگی همدیگر شوند، حال شما بگویید وضعیت اینچنین قایق یا کشتی در حالت عادی (و بخصوص در حالت طوفانی) چگونه خواهد بود؟
در درجه اول متشکرم که اجازه دادید تا با این مثال شروع کنم و در درجه دوم از شما می خواهم که در نظر بگیرید ، آیا زمان غرق شدن وقت مناسبی برای یادگیری شناست؟ آیا زمان قرارگرفتن در ترافیک شدید با بوق های آشفته کننده ، موقع مناسبی برای یادگیری مهارتهای رانندگی است ؟
بطور حتم شما مدیران عزیز می دانید که منظورم چیست ؟ از سالها پیش بیان می کردیم که نیروی انسانی مهمترین سرمایه هر سازمان است. در مراکز مختلف سازمانی صحبتم این بود که اگر ویژگی های انسانی را در خودتان تقویت نکنید، به آرامی حذف خواهید شد و با رشد مدیریت (با تکیه بر ارزشهای صحیح براساس نظام شایسته سالاری) کم کم سطح ارزشمندی شما مشابه روبات ها و کامپیوترها و حتی کمتر از آنها خواهد شد(زیرا که آنها دقیقتر و سریعتر از شمایند) و به جمع افراد آسیب خورده اجتماع خواهید پیوست.
و اکنون صحبتم اینستکه متخصصین علم مدیریت از جمله جیم کالینز تأکید را برحفظ نیروی انسانی شایسته و تمرکز بر تیم سازی و رهبری آنها (بجای کار انفرادی) دارند، متخصصان دیگرعلم مدیریت از جمله پیترسنگه اعتقاد بر رقصیدن با تغییر دارند و نه انکار و مقاومت در برابر تغییر و تحول و دیگر اندیشمندان علم مدیریت نیز بر جهانی شدن تأکید دارند ، بعبارتی دیگر آنانی که از سیستم جهانی تفکیک شوند، همانند دهات و روستاهای دور افتاده ای خواهند شد که از آنها بسیار کم یاد می شود و طبیعتاٌ در عذاب خواهند بود.
با تمام این اوصاف ما می بینیم که در حوزه عمل، هنوز ما دچار مشکلات پایه ای و مقدماتی راه اندازی کسب و کار (کارآفرینی) هستیم، چه رسد به حل مسائل پیچیده مراحل توسعه کسب و کار.
پرسنل سازمان و مردم اجتماع (که مشابه همان پاروزنان مثال ما) می باشند، در حالت اصطکاک های فکری و هیجانی با درون خودشان و سایر مردم، بجای تقویت خود و اطرافیانشان ، تضعیف همدیگر را سبب می شوند.
در این شرایط جمعیت بسیار زیادی از مردم منتظرند تا جمعیت کمی از مردم برایشان فکری بکنند، آنها نمی خواهند مسئولیت زندگی شخصی و شغلی شان را بپذیرند و تنها منتظرند تا کسانی دیگر برایشان کاری بکنند و متأسفانه بعضی از آنها هم وقتی اشکالی پیش آمد، تنها محکوم کننده باشند.
پس بر مدیران ارشد و میانی جامعه ماست که قبل از تجربه اثرات بدتربحران در آینده ، تدابیر و دوراندیشی و عملکرد مؤثری را برای تقویت و توان افزایی سازمان ها و مردم جامعه داشته باشند.
خبر خوب اینستکه : در جهان این طراحی های استراتژیک و طی این مراحل منسجم و سازمان یافته صورت گرفته و ما اکنون نیازداریم که بصورت عملی در قالب پروژه (بنا به فرهنگ ایرانی– اسلامی خود در هر استان ) وارد مراحل توانمندسازی مردم جامعه (خانواده ها) و سازمان های مان شویم.
خبر بد اینستکه : سرعت حرکت انجام اقدامات مؤثر نسبت به آنچه در این شرایط باید صورت گیرد پایین است . بیشتر مردم ما در حالت منفعل و بدتر از آن بصورت مخرب باعث بحرانی تر شدن شرایط می شوند در حالیکه چنانچه قرار باشد یاری رساننده ای برایمان آید ، لازم است که مقدمات آمدنش را فراهم کنیم نه آنکه مخرب آمدنش باشیم.
پیشنهادات اینجانب پس از طی تجارب عملی از سال 1370 تاکنون و با تکیه بر علوم کاربردی به نتیجه رسیده به قرار زیراند :
1) شیوه آموزش ها و فرهنگ سازی از حالت تئوری و انباشت اطلاعات (بصورت ارتباط یکطرفه ازسخنران به مخاطبین) به حالت کارگاهی(ارتباطی دوطرفه بطور گام به گام) با انجام تکنیک ها و تاکتیک های عملی تغییر یابد.
2) برای به نتیجه رسیدن واقعی پروژه های اجرایی از افراد باسابقه در عمل و در فضای تئوری (بصورت تیمی) استفاده شود.
3) گروه های متفاوت خیررسان درمحیط کسب و کار(در هر صنف) و در ابعاد اجتماعی و خانوادگی (درهر خانواده و محل) به تیم های اجرایی متحد تبدیل گردند.
4) به هریک از موارد زیر بصورت دقیق و اجرایی (ونه بصورت رفع تکلیف) توجه شده و با افراد توانمند به مرحله عمل برسد :
الف) تفکیک مدیران مؤثر از مدیران موفق و بررسی نقش حساس آنان در شرایط فعلی
ب) شناخت تفاوت های عملکرد بین اعضاء گروه ها و تیم ها در شرایط بحران و بررسی وضعیت سازمان های کشور مان
ج) شناخت تفاوت های بین پرسنل (عادی) سازمان های معمولی و پرسنل (شایسته) سازمان های مشهورجهانی
ح) نقش توان افزایی نیروی انسانی سازمان در دستیابی به سودهای چشمگیر و حتی رهبری بازار
خ) بررسی ویژگی های سازمان های پویا (دارای شهرت جهانی) و ماندگار بعنوان یک سیستم زنده در دنیا
د) بررسی این مسئله که مدیران و رهبران آرام و راضی ، پرسنلی مؤثر ، پویا و شاداب دارند
در پایان امیدوارم که تمامی هموطنان عزیزم(در جایگاه های شخصی ، اجتماعی وشغلی شان) مسبب ایجاد محیطی بهتر برای زندگی شوند و با تکیه بر علوم کاربردی و عملکرد مسئولانه شان ، افتخار ایرانی بودن را به جهانیان نشان دهند. انشاالله
در پناه خداوند کامیاب و شاداب و سربلند باشید
 |
بازدید : 781 |
3 آذر 1388 ساعت 01:11 ب.ظ |