پنجشنبه 4 اسفند 1390
سخن روز
) چه غصه هایی به خاطر اتفاقات بدی که هرگز در زندگیم پیش نیامد خوردم (میکلانژ)

چگونه مي توانيم در سال جديد تعادلي بين زندگي خانوادگي و شغلي مان ایجاد کنیم


چگونه مي توانيم در سال جديد

تعادلي بين زندگي خانوادگي و شغلي مان ايجاد كنيم ؟
 

مؤلفين : مهندس منصور همايوني نژاد

مدير مسئول و رييس هيأت مديره مؤسسه سالم انديشان خلاق

مربي مهارتهاي مديريت زندگي

ماهين نقوي ( مربي مهارتهاي مديريت زندگي)

 

(چاپ شده در ماهنامه شادكامي و موفقيت)

همه ما مشتاقيم كه هم در كار و هم در زندگي شخصي و خانوادگي مان موفق باشيم. ما افراد پركاري را مي شناسيم كه سال ها سخت كار كرده اند ، اما پس از مدتي از پاي درآمده اند. موفق ترين افراد علاقمندند كه زندگي  كامل و متعادلي داشته باشند . آنها درعين سخت كوشي در كارشان ، براي خانواده و دوستانشان نيز وقت مي گذارند. براي آنها اين سؤال مطرح نيست كه  چگونه مي توانم كارم را از خانواده ام جدا كنم ؟ بلكه آنها مي پرسند چگونه مي توانم اين دو را با هم تلفيق كنم ؟

وقتي از افراد بسيار موفق ، راز موفقيتشان سؤال مي شود، در پاسخ آنها بيشتر اين نكته نمايان است كه ، بيش از آنكه آنها افرادي فوق العاده باشند ، افراد متعادلي هستند .

خوشبختانه اصول بنيادي خاصي وجود دارد كه افراد را به تعادل سالمي مي رساند. البته ، به شرط رعايت آن اصول و زندگي كردن با آنها .

اصولي را كه در ادامه اين متن بيان مي كنيم ، به منظور به كارگيري ، در جهان به سرعت در حال تغيير قرن بيست و يكم است.

1) تعهد

بررسي هاي متعدد در مورد افرادي كه هم در كار و هم در روابطشان موفق هستند و توانسته اند بين هر دو تعادل ايجاد كنند، نشان مي دهد كه آنها داراي تحصيلات، ظاهر، شخصيت و بهره هوشي متفاوتي بوده اند . اما در يك مورد تقريبا" تفاوتي وجود نداشته است : همه آنها هيجان شديد خاصي دارند. چيزي كه نام آن  تعهد  مي باشد.

تعهد؛ شور و شوق دروني افراد موفقي است كه از پستي و بلندي هاي تغيير و شكست  گذشته و به حركت در مي آيند. وقتي شرايط بر ضد آنهاست ، يا زماني كه شكست مي خورند ، اين تعهد دروني آنهاست كه توان حركت بعدي را به آنها مي دهد. تعهد انرژي دروني ما را آزاد مي كند و به ما اجازه مي دهد ، آن نيرو را براي دستيابي به هدف مورد نظرمان در يك مسير قرار دهيم.

تعهد دروني، آن پيماني است كه بدون امضاء ولي با عشق در جانمان حفظ مي كنيم. تعهد بيروني، آن پيماني است كه براي رسيدن به شادي و موفقيت به روي كاغذ مي آوريم و ديگران را نيز در آن سهيم مي كنيم.

خوشبختانه متعهد شدن ياد گرفتني است .

 

2) انظباط

افراد متعادل ، نظم و انظباط را هم در افكار و هم درعمل دارند . اين افراد به برنامه هايي مثل به سرعت پولدار شدن، يافتن راه حل هاي فوري براي مشكلات پيچيده، صميميت هاي يك شبه ، چندان اعتقادي ندارند. افراد متعادل مي دانند كه، بهتر است به تدريج به جلو حركت كنند و به طور مستمر به موفقيتي بعد از موفقيت ديگر دست يابند.

اگر شما فرد منضبطي باشيد، مي دانيد دستاوردهاي بزرگ حاصل جمع موفقيت هاي گام به گام هستند . خيلي ها قدم اول را بر مي دارند، اما فاتحان نهايي ، كساني هستند كه به آرامي و به طور پيگير و مستمر به جلو حركت مي كنند. آنها مي دانند با هر قدم اضافي ، ارزش اولين قدم را تقويت مي كنند.

 

3) همكاري

اصل همكاري يعني ؛ هيچ كس جزيره اي تنها نيست، يعني هر كس كه تلاش كند به تنهايي به دور دست ها برود دوام نخواهد آورد ، به اين معنا كه دو مغز هميشه بهتر از يك مغز كار مي كند. براي ترقي لازم است شريكي لايق داشته باشيم. البته سطوح بسيار مختلفي از روابط وجود دارند. در هر زمان معيني ، ما افرادي خواهيم داشت كه كار مي كنند اما متعادل بودن به ما گوشزد مي كند كه روابط بهتري با همكاران خود داشته باشيم ، چه در محيط كار و چه در فضاي خانوادگي .  ما عموماً مايل به همكاري با افراد توانمند تر از خود هستيم.

افراد موفق شيوه اي باور نكردني جهت بكارگيري ديگران براي كمك به خود ، دارند. توانايي آنها در ادراك رفتار انساني، به افراد اطراف آنها انگيزه مي دهد و كار مسالمت آميز با افراد مختلف باعث مي شود بهترين شرايط  كاري و زندگي براي آنها به وجود آيد . با توجه به كسب تجربه از ديگران اين موفقيت تضمين مي شود.

4) انعطاف پذيري

يكي از بهترين نشانه هاي تعادل در كار و زندگي ، انعطاف پذيري شخص است. اگر از نوآوري خوشتان  نمي آيد و در مقابل تغيير در هر موقعيت ممكن مقاومت مي كنيد، چشم انداز موفقيت شما در قرن بيست و يكم نااميد كننده خواهد بود . پس از همين لحظه به انعطاف پذيري خود اهميت دهيد چون انسان معاصر قرن بيست و يكم هستيد.

موفق ها در صف مقدم هستند و همه جا حرف اول را مي زنند. آنها نه تنها از بروز تغييرات استقبال مي كنند بلكه ، آن را تسريع هم مي كنند. افراد خاصي كه اغلب برنده هستند، تنها به اين دليل نيست كه همواره در حال رشدند و دائما" در حركت به جاهايي مي باشند كه بتوانند بيشتر بياموزند ، بلكه شيوه اي دارند كه به هر گروهي بپيوندند ديگران را به تغيير تشويق مي كنند. آنها بانيان تحول مي باشند.

ودر پايان لازم است كه بدانيم :

رعايت اين چهار اصل در كار و حرفه و همزمان در عشق و زندگي ، فرد را به زندگي متعادلي مي رساند كه كمتر از، مشغله زياد و كمي وقت براي در كنار خانواده بودن گلايه داشته باشد. چهار اصل فوق براي افرادي است كه جوياي پيوندهاي دوستانه و تحكيم رشته هاي دوستي هستند و پيشنهاداتي است كه همسران به وسيله آن مي توانند ازدواج خود را مستحكم و روابط حرفه اي خود را غني تر كنند. و در پايان لازم است از خودمان بپرسيم كه : آيا ماهم جزو افرادي هستيم كه لازم است متعادل تر شويم ؟ و درصورتيكه جواب مثبت است چه تغييراتي را لازم است در نيات ، افكار ، باورها و رفتارهايمان ايجاد كنيم؟

منبع : كتاب زندگي متعادل ، نويسنده : آلن لوي مك گنيز - ترجمه : زهرا ادهمي
نسخه قابل پرینت بازدید : 774 3 آذر 1388 ساعت 01:11 ب.ظ
 
نظرسنجی
بمنظور ارائه خدمات بهتر به شما هموطن عزیز لطفا نحوه آشنایی تان را با سایت ما بفرمایید؟
آمار بازدید
  • کل بازدید : 597501
  • بازدید امروز : 59
  • بازدید دیروز : 1
  • بازدید این ماه : 10611
  • بازدید ماه قبل : 18937
  • آخرین بازدید : پنجشنبه 4 اسفند 1390 (05:28) ق.ظ